تبلیغات
روستای زنگارد - مطالب مسیج خنده دار
روستای زنگارد
تا عاشق سرمشق ماست زنگارد روستای ماست

۱- دو تا دیوونه میرن یك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش میدند‌، بعد هم یكی یك ساندویچ از كیفشون درمیارند، ‌شروع می‌كنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ‌ببخشید،‌شما نمی‌تونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. احمقا یك نگاهی به هم می‌كنند، ‌ساندویچاشونو باهم عوض می‌كنند.

 

۲- یه روز یه نفر کاغذی پیدا میکنه که روش یه شماره تلفن نوشته بود . زنگ میزنه به همون شماره و میگه: آقا من شماره تون رو پیدا کردم آدرس بدید بیارم خدمتتون!

 

۳- یه نفر 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یك ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میكنه. همون وقت یك بابای دیگه‌ای داشته یك پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌یارو با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه

 

۴- یه نفر میره كله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ طرف میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم.

 

۵- یه نفر 19 تا بچه داشته،‌ بهش میگن: چرا یك بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند كمتر، زندگی بهتر

 

۶- یه نفر میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده

 

۷- یه نفر تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند كفشش بازه. به كنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یك دقیقه این میله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم.

 

۸- یه نفر تو مسابقه بیست سوالی شركت میكنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی كه ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، یارو میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. یارو میگه: مِریه؟ میگه: نه. یارو میگه: جاندارمریه؟

 

۹- یه نفر سوار آسانسور میشه میبینه نوشته ظرفیت ۶ نفر با خودش میگه عجب بدبختیه حالا ۵ نفر دیگه از کجا بیارم.

 

۱۰- بازیکن برزیل که پایش به شدت آسیب دید رونال... نام دارد:

1-یک 2-دو 3-سه 4-چهار





نوع مطلب : مسیج خنده دار، 
برچسب ها : لطیفه،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 4 تیر 1392 :: نویسنده : بنده خدا بنده خدا

بی خبر از همدیگر آسودن چه سود

بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود

زنده را باید به فریادش رسید

ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود

 

دستهایی که کمک می کنند ، مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند .

 

خودم رو دوست دارم ... چون تو قلبم تو رو دارم ...

 

امشب به رسم عاشقی ، یادی ز یاران می کنم . در غربتی تاریک و سرد ، از غم حکایت می کنم . امشب وجودم خسته است ، از سردی دلهای سرد . آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد؟

 

 

 قصه ی زندگی من قصه ایست که متن آن وجود توست و اتمامش نبود تو ...

 

 

فرقی نمی کند گودال آبی کوچک باشی یا دریایی بی کران ، زلال که باشی آسمان درتوست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط چقدر سخت است تنهایی  |  نظر بدهید

عاشقی درمان ندارد صحبت از درمان نكن
زندگی را پیش چشمم گوشه زندان مكن

 

زندگی یک کتاب پر ماجراست هیچ گاه به خاطر یک ورقش آنرا پاره نکن

 

بی خبر از حال هم تا صبح خوابیدن چه سود/ بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود/ زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید/ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود.

 

مثل بارون با صفایی/ مثل برف سفید و ماهی/ مثل گل خوشبو زیبا / مثل خون تو قلب مایی/ چه بخواهی چه نخواهی تو عزیز دل مایی

 

همیشه دور بودن معنای فراموش کردن نیست/ گاهی فرصتی ست برا یدل تنگ شدن

 

بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان/دل صرف کسی کن که دلش جان تو باشد

 

دوست داشتن ایستادن زیر باران و با هم خویس شدن نیست/دوستی آن است که یکی برای دیگری چتری شود و دیگری هیچ گاه نفهمد که چرا خویس نشد





نوع مطلب : مسیج خنده دار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 7 اسفند 1391 :: نویسنده : بنده خدا بنده خدا


درباره وبلاگ


با این بسایت اطلاعات را بیشتر کنید

مدیر وبلاگ : بنده خدا بنده خدا
صفحات جانبی
برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی